مجله مدیران

مدیریت ، کارآفرینی، بازاریابی و اقتصاد

راز شماره 2 رهبری و مدیریت: توانایی یک رهبر در لحظات سخت نامطمئن.

راز شماره 2 رهبری و مدیریت: توانایی یک رهبر در لحظات سخت نامطمئن

در مقاله گذشته در مورد ویژگی “انرژی خالص” و تاثیر آن بر توانایی شما در الهام بخشیدن و رهبری تیم خود صحبت کردیم. در ابن مقاله در مورد دومین ویژگی رهبران خارق‌العاده صحبت خواهیم کرد، تسلط احساسی.

وقتی همه چیز یکدفعه به هم می‌ریزد، استعداد شما در از دست ندادن کنترل خود و کمک به خود تان و دیگران برای پیدا کردن راه حل، به توانایی شما در هدایت و مدیریت احساسات بستگی دارد. رهبران خارق‌العاده و موثر اطمینان را به محیط های نامطمئن می‌آورند. می خواهد ورزش باشد، کسب و کار باشد یا حتی به عنوان پدر یا مادر خوب، درلحظه های سخت و نا مطمئن مردم به سمت کسی که راه حلی پیدا می کنند تا بتوانند اطمینان درونی خود را پیدا کرده و به وسیله آن مشکل را حل کنند، جذب می شوند. این اطمینان به این معنی نیست که شما به عنوان یک رهبر راه حل همه چیز را می دانید، بلکه این اطمینان در درون شما وجود دارد که شما به همراه اعضای تیم خود می توانید راه حل را پیدا کرده و به حرکت خود ادامه دهید.

ما در اینجا فقط از هوش هیجانی صحبت نمی‌کنیم. هوش هیجانی مجموعه‌ای از مهارتها است، یا شما می توانید آنها را مجموعه ای از استعداد ها بدانید. چیزی که در اینجا روی آن تاکید می‌کنم داشتن “آمادگی احساسی” (Emotional Fitness) – قدرت روانی – است. آمادگی یعنی آماده بودن. در اغلب موارد ما استعداد مقابله با یک چیز را داریم؛ می دانیم چه کار باید بکنیم، اما کاری که باید را انجام نمی دهیم. به این دلیل که ما آمادگی نداریم. آمادگی داشتن برای به جریان انداختن اطمینان احساسی (Emotional Certainty) در جهت استفاده از شوخ طبعی، بازیگوشی، کنجکاوی، دلسوزی و خلاقیت در وسط شرایط پر استرس، این انعطاف پذیری – توانایی احساسی- را به شما می دهد تا بتوانید به همراه تیم خود از عهده هر چالشی برآیید. و کسانی که به طور مداوم این کار را انجام می دهند، برای خود اعتبار به دست آورده یا یک برند رهبری و مدیریت ایجاد می‌کنند. و مردم به دنبال حمایت، نظر، بینش و راهنمایی آنها هستند.

یکی از دوستان من به نام شیرزاد شمین کتاب بسیار خوبی به نام هوش مثبت (Positive Intelligence) نوشته است. او در این کتاب نشان می دهد که میزان پتانسیل واقعی که ما آن را درک می کنیم با تعداد دفعاتی که ذهن ما در برابر تضاد ها و تنش ها به ما کمک می کند، کنترل می شود. اعضایی از وجود همه ما قضاوت گر، ترسو، کنترل کننده، بیش از حد هوشیار و غیره هستند. شیرزاد اینها را “خرابکاران” می‌نامد و عنوان می کند که اگر ما یاد نگیریم این خرابکاران را تضعیف کرده و نیروی آنها را کاهش دهیم، به دست آورن تسلط احساساسی یا بیشترین توان روانی به عنوان یک رهبر، سخت خواهد بود. او همچنین اذعان می‌کند که همه ما اعضایی نیز در خودمان داریم که جسور، خلاق، کنجکاو و مصمم هستند. او این بخش های شخصیتی را “دانا” می‌نامد. شما هر اسمی که روی آن بگذارید، می دانید که این اعضا این توانایی را دارند که حتی در وخیم‌ترین شرایط راه حل را پیدا کنند. اینکه خود را طوری آموزش دهید که آمادگی احساسی داشته باشید، آنگاه می توانید قدرت اعضای “دانا” را در اختیار بگیرید – به جای اینکه اجازه دهید اعضای خرابکار مدام مداخله کرده و در مورد شما قضاوت کنند- و قادر خواهید بود همکاری با ارزشی را با دیگران داشته باشید. یادگیری تغییر این وضعیت در کسری از ثانیه مهارت خارق‌العاده با ارزشی است که همه می‌توانند یاد بگیرند.

بنابراین سوال اینجاست که زمانی که همه چیز به هم ریخته است شما چقدر می توانید شرایط را کنترل کرده و خوب عمل کنید؟ به توانایی خود در به وجود آوردن اطمینان، خلاقیت، شوخ طبعی، دیدگاه و رهبری کردن در زمان های سخت و نا مطمئن، چه امتیازی می‌دهید؟ به عنوان یک رهبر از 0 تا 10 چه نمره‌ای در میزان تسلط احساسی به خود می دهید؟ شما چقدر در تغییر احساسات دیگران موثر هستید؟

در مقاله بعدی در مورد تسلط بر روابط و تسلط بر زمان صحبت خواهیم کرد.

منبع



http://business.tonyrobbins.com/leadership-secret-two-a-leaders-edge-in-uncertain-times/

(Visited 91 times, 1 visits today)