مجله مدیران

مدیریت ، کارآفرینی، بازاریابی و اقتصاد

می خواهید یک کسب و کار جدید شروع کنید؟ قبل از هر کاری این سوال ها را از خود بپرسید.

می خواهید یک کسب و کار جدید شروع کنید؟ قبل از هر کاری این سوال ها را از خود بپرسید

بارها کارآفرینانی را دیده ام که ایده های خوبی دارند، اما معمولا برای این سوال که این ایده ها چگونه می توانند با تبلیغات و سود رساندن به کاربران به کسب و کارهای کامل تبدیل شوند، پاسخ روشنی وجود ندارد. اولین قدم در راه اندازی یک کسب و کار این است که قبل از اینکه کاملا درگیر این ماجراجویی جدید شوید، تحقیق و برنامه ریزی داشته باشید. اگر این کار را به خوبی و با پشتکار انجام دهید، خروجی آن باید به شما تصویر روشنی از جایگاه کسب و کار شما در پنج سال آینده بدهد و این موضوع را نیز روشن کند که شما برای رسیدن به آن جایگاه چه کارهایی باید انجام دهید. مهمتر اینکه اعتماد به نفس لازم برای راه اندازی شرکت خودتان را به شما می دهد. این ایده در شرکت پرایسنا (Pricena) استفاده شد و امیدوارم برای کارآفرینان تازه کار مفید باشد.

  1. شما قصد دارید چه مشکلی را حل کنید و در کجای منحنی مشکل/تلاش قرار دارد؟

    تمام محصولات خوب یک مشکل خاص کاربران مورد نظرشان را حل می کنند. بیشتر کارآفرینان در شناسایی این مشکلات خوب عمل می کنند، اما مشکل باید به اندازه کافی حاد باشد تا مردم توجیح شوند که محصول شما ارزش امتحان کردن را دارد. فرمول به این شکل است: مشکل + متوسط زحمتی که مشکل برای کاربر ایجاد می کند = موفقیت احتمالی. نکته اینجاست که بیشر مردم زحمت کوچکترین تلاشی را به خود نمی دهند. آنها با بیشتر مشکلات خود کنار می آیند. مخصوصا با مشکلات کوچک. نمونه بارز محصولاتی که در بالای منحنی مشکل/تلاش قرار می گیرند ATM ها، پرداخت اینترنتی جرایم، خرید آنلاین مانند دیجی کالا هستندو از محصولاتی که در پایین این منحنی قرار می گیرند می تواند به کیو آر کد ها (QR Codes) اشاره کرد.

  2. بازار شما چقدر بزرگ است؟

    این یکی از سوالاتی است اغلب نادیده گرفته می شود. از دید ما شما باید از همان روز اول مسیر روشنی برای کسب درآمد داشته باشید و دقیقا بدانید که اگر کسب و کاری که شما در آن هستید مشتری های زیادی دارد که محصول را به دیگران توصیه می کنند و اینکه اگر شما بیشتر از 60 درصد و یا حتی بیشتر از 90 درصد بازار را در اختیار دارید، کسب و کار شما چقدر بزرگ خواهد شد. خواه شما از تجارت کردن درآمد کسب می کنید یا از مشتریان، آیا بازار هدف شما به اندازه کافی بزرگ است که شما بتوانید درآمد خود را حفظ کنید؟

  3. رقیبان شما چه کسانی هستند و چقدر از شما جلوتر هستند؟

    به کسانی که می گویند “فلان شرکت قبلا این کار را انجام داده است.” گوش ندهید. شما یک کارآفرین هستید؛ تلاش خود را بکنید. آیا محصول آنها به اندازه کافی خوب است؟ چقدر قدرت جذب کردن دارند؟ آگر آنها نقطه ضعفی دارند، آیا قابل برطرف کردن است؟ در پرایسنا، این اطمینان وجود داشت که هیچ کس نتوانسته است به خوبی مشکل مقایسه محصولات به هنگام خرید را به خوبی برطرف کند و هیچ کس نتوانسته جذابیت خوبی ایجاد کند. فرصت برای هر کسی که می توانست محصول خوبی تولید کند و به خوبی آن را بازاریابی کند فراهم بود. در این مورد شعار “شما بسازید، مشتری خواهد آمد” شانس خوبی برای ثابت شدن داشت.

  4. آیا می توانید مشکل را حل کنید؟

    اگر کسب و کاری که می خواهید راه اندازی کنید در رابطه با تکنولوژی است، داشتن شخصی که با آن تکنولوژی آشنا باشد ضروری است. شما با حل یک مشکل با استفاده از تکنولوژی معیشت می کنید. با فرض اینکه شما مهارت ها و تکنیک های لازم را دور هم جمع کرده اید و یک بازار بزرگ را نیز برای ایده خود مشخص کرده اید، آیا تکنولوژی لازم برای ارائه یک راهکار خوب وجود دارد؟ پالم پایلت (Palm Pilot) محصولی مشابه آی پد بود که در اواخر دهه 1990 ساخته شد. اما به دلیل اینکه در آن زمان تکنولوژی واسط کاربری مناسب نبود نتوانست مشتری جذب کند. از ساختن یک تکنولوژی برای استفاده در یک تکنولوژی دیگر اجتناب کنید و همیشه روی این موضوع تمرکز کنید که شما با راهکار خود می خواهید دردی از کاربران خود درمان کنید. مهم نیست راهکار شما ساده باشد یا پیچیده.

  5. برای محصول خود چگونه بازاریابی خواهید کرد و اینکار چقدر مشکل خواهد بود؟

    اگر شما اولین کسی هستید که این ایده را اجرا می کنید و در بالای منحنی قرار دارید، پس خوش شانس هستید. مشتری ها ایده شما را خواهند پذیرفت و برای راهکار شما ارزش قائل خواهند شد. اگر شما دومین اجرا کننده ایده هستید، روی ساختن محصولی که بتواند در در بازار دوام بیاورد و سپس روی بازاریابی تمرکز کنید. اگر شما دومین ارائه دهنده هستید، محصول شما باید کیفیت بهتری نسبت به محصول موجود داشته باشد تا بتواند نظر کاربران را جلب کند. برای یک سرویس اینترنتی کانال های اصلی برای بازاریابی، موتورهای جستجو و شبکه های اجتماعی خواهند بود. برای هر کدام از این کانال های شما باید بدانید که برای ترویج محصول خود چقدر باید هزینه کنید و اینکه این کار چقدر سخت خواهد بود. به عنوان مثال اگر شما یک سایت مقایسه کارت های اعتباری دارید، باید با بانک هایی رقابت کنید که بودجه هنگفتی برای بازاریابی در موتورهای جستجو هزینه می کنند. این موضوع هزینه بازاریابی شما را به شدت افزایش می دهد.، پس اگر بودجه زیادی ندارید باید روی کانالهای مقرون به صرفه تر تمرکز کنید. اما قبل از اینکه در بازاریابی هزینه کنید، به ترافیک مستقیم سایت خود نگاهی بیندازید. اگر در حال افزایش است، هزینه کنید. اگر نیست پس محصول شما مشکل دارد و باید روی طراحی آن تجدید نظر کنید. اگر شما در کسب و کاری فعالیت می کنید که با اطمینان می توانید هزینه جذب مشتری (Customer Accusition Cost) و ارزش مشتری در طول فعالیت (Customer Lifetime Value) را محاسبه کنید، باز هم خوش شانس هستید و مزیت بزرگی نصیب شما شده است چون سود خود را می توانید با فرمول محاسبه کنید.

  6. در آخر اینکه آیا به سرمایه نیاز دارید؟ چه مقدار و چه زمانی؟

    شما به سه دلیل به سرمایه احتیاج خواهید داشت. اول اینکه هزینه های ماهانه را بپردازید تا بتوانید به رشد ادامه دهید. دوم اینکه حقوق ماهانه کارکنان خود را پرداخت کنید. و سوم اینکه بتوانید در بازار رقابت کنید و برنده شوید. مورد اول و دوم سرمایه بسیار کمتری نسبت به مورد سوم نیاز دارند. به عنوان یک موسس و بنیانگذار، به خاطر داشته باشید که شما می خواهید تا زمانی که می توانید هزینه کمتری برای تولید مصرف کنید و کسب و کار خود را مقرون به صرفه نگه دارید، اما اگر برای رقابت و برنده شدن در بازار مجبور شدید سهام خود را به سرمایه گذاران بیرونی واگذار کنید، این کار را بکنید. داشتن 50 در صد سهم از 500 میلیون بهتر از داشتن 100 سهم از 50 میلیون است.

منبع:

http://www.entrepreneur.com/article/251360

(Visited 425 times, 1 visits today)