مجله مدیران

مدیریت ، کارآفرینی، بازاریابی و اقتصاد

غرور کسب و کارها را نابود می کند. تواضع آنها را نجات می دهد.

Hubris-Kills-Businesses-Humility-Saves-Them

من هر هفته با بنیانگذاران شرکت ها و صاحبان کسب و کارهای کوچکی صحبت می کنم که در وهله اول هرگز نباید یک کسب و کار را شروع می کردند. هر چند این یک نظر شخصی است – نظری که بر اساس تخصص خود ابراز می کنم – اما فقط بر اساس واقعیات است. و این واقعیات خوب نیستند.

در هر موردی یک و یا چند موقعیت زیر وجود داشتند:

  • در حال ورشکستگی بودند، آنها تا زمانی که پولشان تمام نشده است اقدام به کمک گرفتن از دیگران نمی کنند تا شرکت را نجات دهند.

  • آنها سرمایه کمی داشتند و آن را از دست داده بودند، بعضی مواقع هر چه داشتند را از دست داده بودند و اگر چیزی برای نجات دادن بود بسیار ناچیز بود.

  • نه آنها و نه هیچکدام از آنهایی که در مسند مدیریت بودند تجربه یا فراست و تیز هوشی در کسب و کار را نداشتند.

  • استراتژی آنها از همان ابتدا اشتباه بوده و زمانی که با شواهد واضحی دال بر اشتباه بودن استراتژی خود روبرو می شدند، در برابر پیشنهاد ها و تغییرات مقاومت می کردند.

این کارآفرینان حتی زمانی که نتیجه کارشان درست در جلوی چشمانشان قرار دارد، مشکل را در خودشان – در کمبود دانش و تجربه خود شان – نمی دانند. و این هم مشکل دیگری است. در حقیقت این تنها مشکل واقعی است. و اصلاح آن بسیار ساده است. مضحک نیست.

برای شرکت های بزرگ و کوچک حالت های مختلفی برای شکست وجود دارد، اما معمولا دلیل همه آنها یک چیز است: غرور. رهبران آنها تواضع ندارند. و از قضا همین نداشتن تواضع است که اجازه نمی دهند آنها بفهمند که این چه مشکل بزرگی است. باعث می شود آنها کاستی های خود را انکار کنند.

غرور کسب و کارها را نابود می کند؛ تواضع آنها را نجات می دهد. اگر هر چه سریعتر متواضع بودن را یاد نگیرید، در طولانی مدت هرگز موفق نخواهید بود. این موضوع در حرفه شما نیز صدق می کند.

امروزه خرد جمعی می گوید که روی نقاط قوت خود تمرکز کنید نه نقاط ضعف. اشتباه است. این قضیه زمانی درست است که شما استعداد و تجربه لازم برای موفقیت در حرفه و یا کسب و کار خود را داشته باشید نه زمانی که نواقص فاحشی دارید که شما را از پیشرفت باز می دارند. متاسفانه من در بین صدها مدیر و رهبران کسب و کارهای مختلف کسی را نمی شناسم که در این تعریف بگنجد.

اگر برایتان جالب است که بدانید، “غرور” یعنی اعتماد به نفس بیش از حد و “تواضع” یعنی اینکه فکر نکنید که شما برتر از دیگران هستید. “غرور” به مفهوم واقعی یعنی اینکه شما ندانید که چه چیز هایی را نمی دانید. از طرف دیگر “تواضع” یعنی اینکه شما بدانید که شخص خاصی نیستید.

روش دیگری که می توانیم به این قضیه نگاه کنیم این است که از دید لارنس جی پیتر (Laurence J. Peter) به موضوع بنگریم. او یک تئوری مدیریت مطرح کرد که هم نام خود اوست. اصل پیتر. این اصل می گوید تا زمانی که کارکنان به سطح ناتوانی و بی کفایتی خود نرسیده اند رشد خواهند کرد و معمولا وقتی به آن سطح برسند تا زمان نامحدودی در همان سطح باقی می مانند.

این اصل به طرز جالبی در مورد کارآفرینی و ریسک پذیری نیز صدق می کند. این ذات انسان است که چیزی را که کار می کند را برداشته و استفاده آن را افزایش داده و گسترش دهد. و کسانی که مرز ها را می شکنند این کار را انجام می دهند… تا زمانی که دیگر کار نکند. به عبارت دیگر، آنها به یک دیوار برخورد می کنند. اگر آنها تواضع نداشته باشند تا یک قدم به عقب برداشته و به صورت عینی موقعیت را ارزیابی کرده و کار متفاوتی بکنند، هرگز از آن دیوار عبور نخواهند کرد.

این موضوع توسط رهبران بزرگ کسب و کارها به دفعات مشاهده شده است.

مدیر سابق اینتل اندی گرو (Andy Grove) در کتاب بسیار موفق خود “فقط پارانوئید زنده می ماند (Only the Paranoid Survive)” می گوید: “موفقیت به سمت مرگ خودش در حرکت است”. به عبارت دیگر، موفقیت بدترین دشمن خودش است. اما تواضع مشکل را حل می کند.

همین هفته پیش یک مصاحبه با چارلز کوچ (Charles Koch) را نگاه کردم. کسی که مدت زمان طولانی است که مدیر صنایع کوچ است – دومین شرکت خصوصی بزرگ آمریکا با بیش از 115 میلیارد دلار فروش و 100,000 نیرو. او کتابی به نام “سود خوب (Good Profit)” نوشته است و در آن به وضوح اهمیت تواضع را در رهبری و مدیریت مشخص کرده است.

کوچ در مصاحبه اش در مورد اولین کلماتی که پدرش – فرد کوچ (Fred Koch) موسس شرکت – در زمان تحویل دادن مدیریت به او گفته بود صحبت کرد. پدرش به او می گوید: “امیدوارم در اولین معامله ات شکست بخوری. در غیر این صورت تو فکر خواهی کرد که باهوش تر از آن چیزی هستی که واقعا هستی.”

کوچ در مورد پدرش می گوید “او ارزش های فوق العاده ای داشت – درستکاری ، تواضع و اخلاق کاری فوق العاده – و عطش فوق العاده برای علم و دانش.”

او سپس در مورد خطر اعتماد به نفس بیش از حد هشدار داد. “غرور و تکبر فقط یک قدم با از دست دادن درستکاری فاصله دارد.” او گفت : “به دلیل اینکه اگر شما فکر کنید که برتر از دیگران هستید و بیشتر می دانید، شما نیز مانند بسیاری از رهبران خواهید بود که فکر می کنند قوانین در مورد آنها صدق نمی کنند. بنابراین درستکاری خود را از دست می دهند.”

با اینکه کوچ به اندازه کافی بزرگ است که ریسک کند و در مسیر موفقیت جلو برود، باز هم در مورد ریسکی که در جنبه دیگر موضوع وجود دارد هشدار می دهد، اعتماد به نفس بیش از حد. او می گوید:”این یکی از مهمترین اصول من است. موفقیت یکی از بدترین دشمنان موفقیت است. زیرا موفقیت رضایت از خود را افزایش می دهد و تواضع را کم می کند.”

اعتماد به نفس بیش از حد در حقیقت نشان دهنده کمبود کلی خود آگاهی است. من اخیرا گزیده ای از کتاب جدید خودم، رهبران بزرگ تقلید نمی کنند: خارق العاده بودن در عصر کارآفرینان ، را در مقاله ای به نام “می خواهید موفق شوید؟ تلاش برای همیشه خوشحال بودن را متوقف کنید” منتشر کردم. در پاسخ ، یک گیمر (Gamer) – کسی که به بازی های کامپیوتری علاقه دارد – این جمله برای من توئیت کرد:

“اینکه نتوانیم به طور هدفمند برای خود خوشحالی ایجاد کنیم، مسلما خیلی مضحک است.”

کاملا عادلانه است. همچنین با خودم فکر کردم من هم زمانی که به سن او بودم این موضوع را می دانستم. شما زمانی که جوان هستید می توانید با این طرز فکر زندگی کنید، هیچ مسئولیتی بر دوش ندارید و چیزی هم برای از دست دادن ندارید. اما صاحبان کسب و کار نمی توانند اینگونه فکر کنند. من و شما هم نمی توانیم. و اشتباه بزرگی که ممکن است در حرفه و کسب و کار مرتکب شویم این است که نفهمیم که ما واقعا چقدر کم می دانیم.

منبع



http://www.entrepreneur.com/article/251811

(Visited 258 times, 1 visits today)